تبليغاتX
نسیم کویر - جواب سؤال تبیان گلستان یکشنبه 6 آبان ماه 86

نسیم کویر
جواب سؤال تبیان گلستان یکشنبه 6 آبان ماه 86

 

سؤال:

 

اولا" کیفیت نزول قرآن چند نوع بوده است؟ ثانیا" آیات مربوط به نزول قرآن در ماه مبارک رمضان بیانگر کدام نوع نزول بوده است؟ (3 آیه مربوطه را بنویسید)

 

 

 

لینک سؤال:

 

http://www.tebyan-golestan.ir/main.aspx

 

 

جواب:

در باب کیفیت نزول قرآن اقوال گوناگونی وجود دارد که در اینجا به ذکر برخی از آن اقوال اشار می گردد

 

 

 نزول دفعى و نزول تدريجى قرآن

شك نيست كه قرآن كريم در طول بيست و سه سال ويا بيست سال در طول رسالت پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) به تدريج و بر حسب اقتضاى مناسبتها و نيازها نازل شده است اما از ظواهر بعضى از آيات قرآنى و همچنين از رواياتى كه از طريق عامه و خاصه وارد شده چنين استفاده مى شود كه قرآن علاوه بر نزول تدريجى، نزول ديگرى هم داشته كه به صورت دفعى و يكپارچه بوده است آيا واقعاً قرآن دوبار نازل شده و يا بايد ظواهر آيات و نصّ رواياتى را كه مشعر بر اين معناست، تأويل كرد؟

در اين مسأله اقوال مختلفى وجود دارد كه ما نخست آن اقوال را با ذكر دلائلى كه اقامه كرده اند، نقل مى كنيم و در آخر نظر خود را ذكر خواهيم كرد.

قول اول ـ قرآن كريم دوبار نازل شده است يكبار به صورت دفعى و يكپارچه از جانب خداوند به «بيت المعمور» و يا «بيت العزة» كه در آسمان چهارم است، نازل شده و يكبار هم به صورت تدريجى و نجومى در طول سالهاى رسالت نزول يافته است طبق

 

 

اين قول از نزول دفعى به «انزال» و از نزول تدريجى به «تنزيل» تعبير آورده شده است.

اكثر مفسران و اهل حديث اين قول را انتخاب كرده اند وحتى قرطبى در تفسير خود بر اين نظريه ادعاى اجماع كردهو زركشى اين قول را مشهور ترين و صحيح قولها دانسته است نخستين كسى كه اين قول به او نسبت داده شده، ابن عباس است كه گفته خداوند قرآن را به يكباره در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنيا انزال كرده است

براى اثبات اين نظريه به آيات و رواياتى استناد شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:

1ـ آيات مورد استناد عبارت است از آياتى كه دلالت بر نزول قرآن در ماه رمضان و شب قدر مى كند مانند:

شهر رمضان الّذى انزل فيه القرآن

ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است.

انا انزلناه فى ليلة القدر

ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

انا انزلناه فى ليلة مباركة

ما قرآن را در شبى مبارك نازل كرديم.

 

ظاهر اين آيات دلات دارد بر اين كه قرآن كريم يكباره و به صورت مجموع در ماه رمضان آن هم در شب قدر نازل شده است درست است كه به يك آيه هم قرآن اطلاق مى شود اما از سياق آيات چنين به نظر مى رسد كه منظور مجموع قرآن است نه بعضى از آن البته كسانى اين آيات را به نحوى توجيه كرده اند كه با نزول چند آيه هم جور در مى آيد و ما در آينده راجع به اين مطلب و وجه جمع ميان نزول قرآن در شب قدر ونزول آن در شب بيست و هفتم رجب كه شب بعثت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) است به طور مستقل بحث خواهيم كرد.

2ـ روايات متعدد و معتبرى هم از طريق اهل سنت و هم از طريق شيعه وارد شده كه دلالت دارد بر اين كه قرآن به صورت دفعى و يكپارچه در شب قدر نازل شده است:

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

نزل القرآن جملة واحدة فى شهر رمضان الى البيت المعمور ثمّ انزل من البيت المعمور فى طول عشرين سنة

قرآن به يكباره در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده و سپس از بيت المعمور در طول بيست سال نازل شده است.

مشابه اين روايت از طريق اهل سنّت نيز وارد شدهمنتهى در روايات ما محل نزول دفعى قرآن «بيت المعمور» ذكر شده ولى در روايات اهل سنت از اين محل به«بيت العزة» تعبيرشده است.

قول دوم ـ قرآن كريم يكبار به صورت دفعى بر قلب پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده و يكبار هم به صورت تدريجى بر زبان آن حضرت جارى گشته است.

اين قول از فيض كاشانى است و در مقدمه تفسير صافى آن را عنوان كرده و گفته

 

است منظور از بيت المعمور نيز كه در حديث آمده همان قلب پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است به گونه اى كه در اين آيه شريفه آمده است:

نزل به الرّوح الأمين على قلبك

قرآن را روح الأمين بر قلب تو نازل كرده است.

فيض كاشانى چنين توضيح مى دهد كه مجموع قرآن به يكباره بر قلب پيامبر نازل شده و سپس در طول بيست سال به تدريج از باطن قلب پيامبر به ظاهر زبان آن حضرت آمده و اين هنگامى صورت مى گرفت كه جبرئيل به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وحى مى آورد و الفاظ قرآن را بر او مى خواند

براى اين قول مى توان شاهد ديگرى از قرآن آورد:

و لا تعجل بالقرآن من قبل ان يقضى اليك وحيه

به قرآن عجله نكن پيش از آن كه وحى آن به تو حكم شود.

ظاهر اين آيه و آيات ديگرى كه مشابه آن است دلالت مى كند بر اين كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) پيش از نزول جبرئيل يا روح الأمين و آوردن وحى كه در مناسبت هاى گوناگون و در طول رسالت به طور مرتب انجام مى گرفت، از قرآن و آيات آن خبر داشته و گاهى به اقتضاى موقعيت براى اظهار آن عجله مى كرده اما اجازه نداشته كه پيش از نزول جبرئيل آن را ابراز نمايد.

قول سوم ـ قرآن كريم در پشت اين الفاظ موجود، داراى حقيقت ديگرى است كه با فهم عادى نميتوان آن را درك كرد و اين حقيقت قابل تفصيل و تجزيه نيست و يك حقيقت بسيط و داراى احكام و استحكام است با توجه به اين معنا مى توان گفت

 

 

يك بار همان حقيقت بسيط قرآن به صورت دفعى نازل شده ويك بار هم قرآن به حالت تفصيل و در موقعيت مقتضى ودر فاصله هاى گوناگون به تدريج نازل شده است.

اين قول از مرحوم علامه طباطبائى است كه در تفسير الميزان آن را مفصلا مطرح كرده و توضيحات لازم را داده است.

ايشان با استناد به آيات متعددى معتقدند كه قرآن در يك مرحله به صورت حقيقت واحده اى است و جايگاه آن «ام الكتاب» و «لوح محفوظ» و «كتاب مكنون» است در اين مرحله قرآن متصف به علىّ و حكيم است ودرمرحله ديگر به صورت الفاظ نازل گرديده و لباس قرائت و عربيت پوشيده و حالت تفصيلى به خود گرفته وداراى ناسخ و منسوخ مى باشد مرحله اول به صورت دفعى و مرحله دوم به صورت تدريجى نازل شده است.

از جمله آياتى كه مورد استناد اين قول قرار گرفته به عنوان نمونه اين آيات را مى توان ياد كرد:

كتاب احكمت آياته ثمّ فصّلت من لدن حكيم خبير

قرآن كتابى است كه آيات آن محكم قرار داده شده و سپس تفصيل يافته است از جانب خداوند حكيم و آگاه.

حم و الكتاب المبين انا جعلناه قرآناً عربيّاً لعلّكم تعقلون و انّه فى امّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم

قسم به كتاب مبين ما آن را قرآن عربى قرار داديم تا شما بيانديشيد و آن در ام الكتاب نزد ما على و حكيم است.

بنابراين قرآن در حالت مجمل و محكم و بسيط بودنش به يكباره نازل شده و

 

 

درحالت مفصل بودنش كه لباس الفاظ پوشيده است به تدريج فرود آمده است

در اينجا اين توضيح را بدهيم كه نبايد حقيقت بسيط قرآن را كه مرحوم علامه طباطبائى بيان كرده با مسأله كلام نفسى كه اشاعره آن را مطرح نموده اند، اشتباه كرد زيرا كلام نفسى اشاعره براى توجيه عقيده آنها درباره قديم بودن قرآن عنوان شده و موضوع پيشنهادى علامه طباطبائى چيزى است كه حادث شده و قديم نيست.

قول چهارم ـ قرآن فقط يكبار نازل شده آن هم به صورت تدريجى و نجومى. و اساساً نزول دفعى قرآن قابل تصور نيست زيرا در قرآن آيات بسيارى وجود داردكه مربوط به حوادثى است كه سالها پس از بعثت پيامبر اتفاق افتاده است چگونه مى توان تصور كرد كه اين آيات قبلا نازل شده باشد؟

پيروان اين نظريه آياتى را كه نزول قرآن را در ماه رمضان و شب قدر مى داند توجيه كرده اند مثلا گفته اند كه قسمتى از آيات در شب قدر نازل شده ويا اولين آيه در شب قدر نازل شده (تفصيل اين توجيهات را بعداً خواهيم آورد) و درباره رواياتى كه در آنها براى قرآن دو نوع نزل دفعى و تدريجى عنوان شده گفته اند كه خبر واحد است و در اين گونه مسائل نمى توان به آنها استناد كرد.

يكى از كسانى كه اين نظريه را مطرح كرده، شيخ مفيد عليه الرحمة است كه سخن شيخ صدوق عليه الرحمة را كه قائل به نزول دوگانه قرآن بود، رد مى كند و مى گويد ريشه اعتقاد صدوق روايت واحدى است كه موجب علم نمى شود آنگاه نمونه هائى از آياتى را كه مربوط به حوادث زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است مى آورد و نتيجه مى گيرد كه قرآن فقط يكبار آنهم تدريجى نازل شده به عقيده شيخ مفيد اعتقاد به نزول دفعى قرآن با مذهب مشبّهه تناسب دارد كه قرآن را قديم مى دانستند

بعضى از پيروان اين قول استبعاد ديگرى را عنوان كرده و گفته اند نزول دفعى قرآن آن هم به آسمان چهارم چه فايده اى دارد قرآن براى هدايت بشر نازل شده و اگر در دسترس بشر نباشد، چگونه هدايتگرى كند؟

 

 

 

گروهى با توجه به روايات سه مرحله براى نزول قرآن ياد كرده اند: 1. مرحله لوح محفوظ 2. آسمان دنيا (بيت المعمور در روايات شيعه و بيت العزّة در روايات اهل سنت) 3. نزول بر قلب پيامبر.

 

عده اى ديگر با استناد به ضعف روايات فقط آخرين مرحله نزول قرآن; يعنى نزول تدريجى قرآن را پذيرفته اند.

 

برخى نيز اساساً نزول دفعى قرآن را بى فايده دانسته و منكر آن شده اند و تمام آياتى را كه دلالت بر نزول دفعى دارند به گونه اى توجيه مى كنند.

 

در اين ميان امام خمينى هر چند به صورت صريح مراحل نزول قرآن را بيان نكرده ولى از لابه لاى كلمات ايشان مى توان استفاده كرد كه نزول دفعى و تدريجى مورد قبول ايشان بوده است با اين تفاوت كه نزول دفعى آيات بر قلب پيامبر همان مرحله نزول آيات بر بيت المعمور بوده است.

 

بيشتر مباحثى كه امام در زمينه نزول قرآن مطرح مى كند درباره نزول دفعى آيات قرآن است ـ گويا به نظر ايشان نزول تدريجى آيات مورد پذيرش همه قرآن پژوهان است و نيازى به بحث در اين باره نيست ـ در انديشه امام آنچه در نزول دفعى بر قلب پيامبر نازل شد الفاظ و واژگان قرآ ن نبوده است بلكه حقيقت قرآن در شب قدر بر قلب پيامبر نازل شده است:

 

(قرآن كه نازل مى شود بر قلب رسول الله قرآن اگر همين است كه سى جزء اين طورى است كه نمى شود دفعةً وارد بشود به قلب آن هم اين قلب هاى معمولى قلب يك باب ديگر است و قرآن يك حقيقتى است و آن حقيقت هم به قلب وارد مى شود.)

 

در نگاه امام شب قدر شبى است كه حقيقت قرآن به صورت دفعى بر قلب پيامبر فرود آمده است:

 

(ماه مبارك رمضان كه ماه مبارك است ممكن است براى اين باشد كه ماهى است كه ولى اعظم يعنى رسول خدا واصل شده و بعد از وصول ملائكه را و قرآن را نازل كرده است. به قدرت او ملائكه نازل مى شوند; به قدرت ولى اعظم است كه قرآن نازل مى شود و ملائكه نازل مى شوند. ولى اعظم به حقيقت قرآن مى رسد درماه مبارك و شب قدر و پس از رسيدن متنزّل مى كند به وسيله ملائكه ـ كه همه تابع او هستند ـ قرآن شريف را تا به حدى كه براى مردم بگويد.)

 

(درماه مبارك رمضان قضيه اى اتفاق افتاد كه ابعاد آن قضيه و ماهيت آن قضيه در ابهام الى الابد مانده است براى امثال ماها و آن نزول قرآن است نزول قرآن بر قلب رسول الله در ليلة القدر كيفيت نزول قرآن و قضيه چه بوده است و روح الامين [چگونه] در قلب آن حضرت قرآن را نازل كرده است و از طرفى خدا (انا انزلناه فى ليلة القدر) اين نزول قرآن در قلب پيامبر در ليلة القدر كيفيتش چيست؟ بايد بگويم غير از رسول اكرم و آنهايى كه در دامن رسول اكرم بزرگ شدند و مورد عنايت خدا بودند براى ديگران مطلقاً در حجاب ابهام است.)

 

(ماه رمضان ماهى است كه تمام پرده ها را دريده است و وارد شده است جبرائيل امين بر رسول خدا و به عبارت ديگر وارد كرده است پيغمبر اكرم جبرئيل امين را در دنيا.)

 

اعجاز قرآن

موضوع اعجاز قرآن به جهت پيوستگى شديد آن با مسأله نبوت پيامبر اكرم(ص) همواره مورد توجه بسيارى از قرآن پژوهان مفسران و متكلمان قرار داشته است.

 

امام خمينى به عنوان يكى از صاحب نظران مسائل اسلامى و قرآنى به بحث اعجاز قرآن توجه داشته است هر چند رساله اى را با اين عنوان خاص تدوين نكرده است.

 

مجموع مطالبى كه امام در بحث اعجاز قرآن مطرح كرده است بيش از سه مسأله نيست; بحث اول درباره اين است كه آيا قرآن خود را معجزه معرفى مى كند؟ امام در اين باره مى نويسد:

 

(قرآن كريم در چند جا معجزه بودن خود را به تمام بشر در تمام دوره ها اعلان كرده است و عجز جميع بشر را بلكه تمام جن وانس را از آوردن به مثل خود ابلاغ كرده. امروز ملت اسلام همين نشانه خدا را در دست دارند و به تمام عائله بشرى از روى كمال اطمينان اعلان مى كنند كه اين نشانه پيغمبرى نور پاك محمد است. هر كس از دنياى پرآشوب علم و دانش مثل او را آورد ما تسليم او مى شويم و ازگفته هاى خود برمى گرديم (قل لئن اجتمعت الانس و الجنّ على أن يأتوا… ) بنى اسرائيل/90

 

(ام يقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقين. فان لم يستجيبوا لكم فاعلموا أنّما أنزل بعلم الله)(هود/13).)

 

 

 

و در ماه مبارک رمضان نزول قرآن به صورت دفعی بیشتر مورد نظر است

 

و آیات زیر نیز دلالت بر این امر دارد :

 

 

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿سوره ی بقره آیه ی 185﴾

 

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد (185)

 

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ ﴿سوره ی دخان آیه ی 3﴾

 

 

[كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم (3)

 

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿سوره ی قدر آیه ی1﴾

 

ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم (1)

 

 

لینک سؤال:

 

http://www.tebyan-golestan.ir/main.aspx

|لينك ثابت| نوشته شده توسط فرزند کویر در 8/6/1386 و ساعت 11:09از موضوع :جواب سؤال تبیان گلستان ارسال نظر


صفحه قبل «|» صفحه بعد